تبليغاتX
رز آبی

رز آبی

**به خاطر چشم هايت نامش را به باد سپردم مهربانی هايم را ترک گفتم و از تمام آرزوهای کودکانه ام گذشتم.. اکنون من مانده ام و اين عشق آری! از هرچه مهربانی های کودکانه پاک تر است من دلم را به نگاه های تو خوش کرده ام اما اگر از آن من نشد نامش را می بوسم مهربانی هايم را از سر می گيرم و هرشب برای رسيدن به آرزوهای کودکانه ام سجده خواهم کرد .. نگاهت را به شب هايم ببخش!

 

 

**اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه!

 

 

**دوستای خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمی بینیشون بازم خیالت راحته که سرجاشون هستن!

 

 

**سالهاست با بغضي کال با خاطراتي خسته زير باراني ترين درخت عشق به انتظار دوباره ات ايستاده ام .پر از بهانه ام خسته ازقهر زمانه پروانگي را بيدار مي کنم تا ازتو بگويد و من براي هميشه سکوت کنم!

 

 

**همه خسته هستند آدمها اگه هدفشون رو فراموش کنن خسته ميشن چون تلاششون براي چيزي هست که يادشون رفته يا اصلا هدفشون يه چيز دنيايي و قابل دسترس هست وقتي بهش ميرسن تازه ميفهمن که چقدر کوچيک و دست يافتني بوده همه عمر رو طي ميکنن براي رسيدن به خوشبختی در حالي که عمري که سپري ميشه همون خوشبختي هست که وقتي طي شد ديگه قابل برگشت نيست!

 

 

**دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم!

 

 

**پروانه به شمع بوسه زدو پرش سوخت....بيچاره از اين عشق سوختن آموخت.....فرق من و پروانه در اين ...پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت!

 

**همه رو دوست داشته باش ولي قلبت رو به يكي بده ! .... اجازه بده همه دوستت داشته باشن ولي تو عاشق يكي باش !همه چيزوهمه كس رو دوست داشته باش ولي به همه چيزوهمه كس دل نبند !

 

 

**الو سلام منزل خداست؟؟اره منزل خداست؟؟ اين منم مزاحمي كه آشنای آشناست.......... هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است........ ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست......... شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است......... به ما كه مي رسد حساب بنده ها جداست؟؟؟؟؟؟؟

 

  

**آرزو بی تو محاله . لحظه ها بی تو سوأله  . بی تو مقصد خیلی دوره . راه عشقم بی عبوره . من نمی خوام تو خیالم بگم عاشقت هستم . دوست دارم راستی راستی حس کنم تو رو تو دستم!

 

 

**رسم بازی عشق این بود که من بشمرم و تو قایم بشی ! به همان رسم قدیمیه کودکانه ... هنوز نشمرده بودم که رفتی و چنان نا پیدا که برای همیشه به دنبالت سرگردان و آواره شدم ... لعنت به این بازی بچه گانه " لعنت!

 

 

**هيچ گاه چشمانت را براي كسي كه مفهوم نگاهت را نميفهمد گريان نكن

 

 

**زندگي پژمردن يك برگ نيست بوسه اي در كوچه هاي مرگ نيست زندگي يعني ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن !

 

 

**مي ترسم از جدايي روزگار . مي ترسم از سكوت و تنهايي.از اين كه خاطره هاي با تو بودن را به دوش كشم!مي ترسم با دست خود دست و پايم را به زنجير كشم و در سرزمين غريب بي تو با دلي شكسته به انتظار روزها بكشم و آه كشم چه كنم؟به چه مشغول كنم ديده ودل را كه مدام دل تو را مي طلبد و ديده تو رو مي خواهد پروردگارا! از آينه بخواه كه با من مهربان شود از آينه ها بخواه كه غبار گناه را از چهره من بر گيرند. اي نازنين ترين عشق!مقصود دل هاي غمگين و قلب هاي شكسته !

 

 

 

**نميدانم از كجاي اين دل زخمي بگويم از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است . بي كينه بودنش و بهانه گيري هاي رسوا گرش از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده از رويايي بگويم كه حقیقت فاصله آن بود يا از صدايي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد. از رندي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد يا از سادگي احساسي بگويم كه زخم خورده هزاران حرف شده هزاران حرف از نگاه غريبه هاي عاشق نما نمي دانم ... اما امروز سوگند ياد مي كنم كه مثل آنها نشوم !

 

 

**ميگن خدا ابر رو به گريه ميندازه که گل بخنده پس هر وقت گريه کردي ناراحت نشو چون يکي ديگه! 

 

 

**دنيا را بد ساخته اند......... كسي را كه دوست داري ، تورادوست نمي دارد. كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين !

 

 

**اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است !

 

 

**چشام پر اشک شد ... گفتم ... دلکم وقتی رفتی ... خیلی تنها شدم ... تا چند روز مات و مبهوت به رفتنت توی بارون خیره بودم ... به جای قدم هایی که اشکام ترشون کرد ... بعد از چند روز ... وقتی از اومدنت نا امید شدم ... وقتی دیدم واقعا رفتی ... تازه یاد امانتیت افتادم ... یادم افتاد دلی رو بهم امانت دادی ... ولی وقتی بازش کردم ... دیدم نامه ای واسم نوشتی که گفتی اين دل سهم تو نيست ... تو هم بايد بديش دست كسي كه لياقتشو داشته باشه ... اره ... ار اون روز فهميدم كه يه چيزي توي وجودم رشد كرد ... بعده!

 

 

**خواستم رنج هاي زندگيت را تحمل كنم اما بيش از توانم رنج دادي،خواستم بگويم اغوش گرمت را باز كن تا در ان ماوا گزينم اما دهانم را بستي،خواستم بربلنداي اسمان عشقت اوج گيرم اما بالم راشكستي!

 

 

**عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست

                                                تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

    عاشقي مقدورهر عياش نيست

                                                  غم کشيدن صنعت نقاش نيست

نازم به ناز آن كس كه ننازد به ناز خويش

                                                 ما را به ناز فروشان نياز نيست

                                   تا خدا بنده نواز است

                                   به بنده چه نياز است!

 

 

**اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن!

 

 

**من يه لال بيزبونم كه به لب رسيده جونم تا حالا كسي نديده رنگ خنده بر لبونم دختري رو دوست مي دارم مني كه زبون ندارم آخه احساس دلم رو چه جوري به لب بيارم زبون چشمامو او نمي دونه تو نگاهم رازمو نمي خونه!

 

 

**در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار ا ز من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم!

 

**خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره!

 

 

**سازنده‌ترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن پرمعني‌ترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر عميق‌ترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحم‌ترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركش‌ترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانه‌ترين كلمه من است... از آن حذر كن!

 

 

**روزي که دلم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کفشان مرا جفت نمودي که برو!

 

 

**ابري باش بارا ن شو.... ببار زمين خشك دلم تشنه توست ببار تا ... ازسرزمين دلت سر برون آرم بگذار درتو برويم سبزشوم اي آفتابي ترين لبخند وقتي درآبي ترين نقطه درياي دلت گم شدم روزي از پشت سياهي چشما نت.... طلوع خواهم كرد!

 

 

**زندگی مثل دیکتس .... هی می نویسیم ... هی غلط می نویسیم هی پاک می کنیم ... هی دوباره می نویسیم ...هی دوباره .... غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه برگه ها بالا!

 

 

**اگه تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست:خداي مهربون، فکراي قشنگ وقلب کوچيک من!

 

 

**شب را برای دیدن تو بر خود حرام می کنم. ولی من به آنها می گویم تو می آیی من تا صبح به انتظار می نشینم ،حتی پلک بر هم نمی زنم .عاقبت صبح می شود و کسی گلدانها را آب می دهد و پرندگان را از شاخه ها به پرواز در می آورد ولی نه تو آمده ای نه کسی دیگر!

 

 

**يه شب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم ، وقتي فال نامه رو باز كردم چشمم به شعري افتاد كه هيچ ربطي به دل من نداشت ، تازه فهميدم كه دلم مال خودم نيست!

 

 

**هيچ گاه چشمانت را براي كسي كه مفهوم نگاهت را نميفهمد گريان نكن!

 

 

**زندگي پژمردن يك برگ نيست بوسه اي در كوچه هاي مرگ نيست زندگي يعني ترحم داشتن با شقايقها تفاهم داشتن !

 

 

**مي ترسم از جدايي روزگار . مي ترسم از سكوت و تنهايي.از اين كه خاطره هاي با تو بودن را به دوش كشم!مي ترسم با دست خود دست و پايم را به زنجير كشم و در سرزمين غريب بي تو با دلي شكسته به انتظار روزها بكشم و آه كشم چه كنم؟به چه مشغول كنم ديده ودل را كه مدام دل تو را مي طلبد و ديده تو رو مي خواهد پروردگارا! از آينه بخواه كه با من مهربان شود از آينه ها بخواه كه غبار گناه را از چهره من بر گيرند. اي نازنين ترين عشق!مقصود دل هاي غمگين و قلب هاي شكسته !در اين شب غ!

 

**عشق نمی پرسه که تو کی هستی فقط میگه تو مال من هستی، عشق نمی پرسه اهل کجایی فقط میگه تو قلب من هستی، عشق نمی پرسه تو چیکار میکنی فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته، عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی، عشق نمی پرسه که دوستم داری؟؟؟؟ فقط میگه دوستت دارم!

 

 

**گفتم تو شيرين مني گفتي تو فرهادي مگر؟ گفتم خرابت ميشوم گفتي تو ابادي مگر؟ گفتم ندادي دل به من گفتي تو جان دادي مگر؟ گفتم ز كويت ميروم گفتي تو آزادي مگر؟ گفتم فراموشم نكن گفتي تو در يادي مگر؟ گفتم خاموشم سالها گفتي تو فريادي مگر؟ گفتم كه بربادم مده گفتي نبر بادي مگر؟ گفتم كه اين off رو بخون گفتي كه الافم مگر؟

 

 

**يكي داشت و يكي نداشت ! اوني كه داشت تو بودي و اوني كه تو رو نداشت من. يكي خواست و يكي نخواست ! اوني كه خواست تو بودي و اوني كه بي تو بودن رو نخواست من. يكي آورد و يكي نياورد ! اوني که آورد تو بودي و اوني كه جز تو به هيشكي ايمان نياورد من. يكي موند و يكي نموند ! اوني كه موند تو بودي و اوني كه بدون تو نتونست بمونه من. يكي رفت و يكي نرفت ! اوني كه رفت تو بودي و اوني كه به خاطر تو تو قلب هيشكي نرفت من بودم. !

 

 

**چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش ...!                

 

 

**در دیدگانم دوباره دریاچه ی سدی خشکیده ، دیگه نمی توانم ادامه دهم ! چرا اشکم دگر بار روان نمی شود ، چرا دلم دیگر چشم ندارد ، نمی بیند ، نمی فهمد ! می گرید ؟ درونم غوغایی است ، باز زندگی می کند باز در میان دو خط گیر می کند ، بی اشک می گرید ! می خواهد فریاد بزند ، درون زندان است . زندانی تاریک ، چرا ؟؟؟؟؟ چرا دل که پر ز خون است ، محبوس باشد آزادش کنیم ..... بگذاریم بگرید ، با اشک ! با آهی از دلش!

 

 

**پاییز فصل آغاز اتمام تنهاییست ! تا بحال چقدر به زیبایی های اطرافتان نگریسه اید؟ من پاییز را دوست دارم؟!؟!؟!؟ آیا این جمله است که به پاییز معنا می بخشد ،یا پاییز است که به لغت طعم می دهد؟ پاییز من در ورای حروف رو به خزان است، با تمام زیبایی هایش ، رنگ هایش و با گرمی دستان سرما زده اش . من پاییز را دوست دارم این بار نه در جمله و نه در لغت ، من حس پاییز را زیر درختان خسته از صورت گری درحال دویدن دوست دارم، زیر قطرات ریز باران ،در باران رنگ ها !

 

 

 

**يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندي!

 

 

**واستم رنج هاي زندگيت را تحمل كنم اما بيش از توانم رنج دادي،خواستم بگويم اغوش گرمت را باز كن تا در ان ماوا گزينم اما دهانم را بستي،خواستم بربلنداي اسمان عشقت اوج گيرم اما بالم راشكستي

 

 

 

**من يه لال بيزبونم كه به لب رسيده جونم

                                                   تا حالا كسي نديده رنگ خنده بر لبونم

دختري رو دوست مي دارم مني كه زبون ندارم

                                                   آخه احساس دلم رو چه جوري به لب بيارم

                                   زبون چشمامو او نمي دونه

                                   تو نگاهم رازمو نمي خونه!

 

 

**در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبه ي دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم!

 

 

**به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه!

 

**خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم مياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره!

 

 

** بهت سلام كرم ولي جوابمو ندادي

                                           اسمتو صدا كردم روتو ازم برگردوندي

بهت گفتم دوستت دارم از پيشم رفتي

                                            برات گريه كردم بهم خنديدي

گفتم بي تو ميميرم نگام هم نكردي

                                         ازت پرسيدم ميدوني عشق يعني چي ؟

گفتي يعني دروغ !!!!

                        ولي كاش ميدونستي يه عاشق دروغ نمي گه !!!!!

 

 

**مي روم خسته و افسرده وزار

                                    سوي منزلگه ويرانه ي خويش

به خدا مي برم از شهر شما

                                   دل شوريده و ديوانه ي خويش!

 

 

**بچه ها شوخي شوخي به گنجشکا سنگ ميزنن ولي گنجشکا جدي جدي ميميرن ، آدما شوخي شوخي زخم زبون ميزنن ولي دلها جدي جدي ميشکنن ، تو شوخي شوخي لبخند ميزني ولي من جدي جدي عاشقت ميشم نميخاي شوخي شوخي به اين که من جدي جدي دوست دارم فکر کني؟؟

 

 

**براي شکستن من يه اخم کافيه ... نيازي به فريادت نيست واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت کافيه ... نيازي به انجامش نيست

 

 

**نمي خوام بين منو بين دلش جنگ بشه نمي خوام عشقي که اون نداره کم رنگ بشه من فقط يه چيزي از خدا مي خوام واسه يک بارم شده دلش برام تنگ بشه ...!

 

 

**چقدر سخت است گل آرزوهايت را درباغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي :گل من، باغچه ي نو مبارك!

 

 

**ماهي به آب گفت: تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من مي تونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني!

 

 

**اگر دلتنگ باشی هیشکی نمی فهمه اگر عاشق باشی هیشکی نمی فهمه اگر بمیری هم هیشکی نمی فهمه فقط کافیه یه بار بگـوزی تا همه بفهمن!

 

 

**مرد، اين موجود بيچاره! وقتي به دنيا مياد، همه حال مامانشو مي پرسن! وقتي ازدواج مي کنه همه مي گن چه عروس خوشگلي! وقتي مي ميره همه مي گن بيچاره زنش!

 

 

**محبت را با تو قسمت كرده بودم رفاقت را رعايت كرده بودم*تو رفتي از برم اما من اي دوست *به چشمان تو عادت كرده بودم!

 

 

**تا حالا دلتنگ کسي شدي ؟ اصلا مي دوني دلتنگي چيه؟ اونم از بدترين نوعش ؟ بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني کسي که دوستش داري هيچوقت مال تو نمي شه اينه که بدوني يه روز از کسي که دوستش داري بايد جدا بشي چه بخواي چه نخواي!

 

 

**من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم، نگاهت را مگیر از من...که با آن عالمی دارم!

 

 

**ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...

 

 

**اگه يه روز از خواب بيدار شدي و خودتو تو يه اتاق پور از خون با ديوارهاي بدونه پنجره ديدي نترس چون تو در قلبه مني من فقط یک اتاق به اندازه یک تنهایی می خواهم ...

 

 

**يادته اولين ديدار
اولين بوسه

يادته؟
اولين باري كه همديگه رو بغل كرديم و بوسيديم
به هم قول داديم مال هم باشيم
به هم دروغ نگيم

 

 


**چه قدر سخته آدم كسي رو كه همه عشقش شده همه ي وجودش شده
هر چند وقت يه بار ببينه
خوش به حال اونايي كه عاشقن و هميشه كنار هم هستن
خوش به حال اونايي كه مي دونن يه روز به هم ميرسن
خوش به حال اونايي كه فرصت هاي زيادي براي زندگي دارن
خوش به حال اونايي كه اول راه هستن
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم

 بمونم منتظر تا برگردي پيشم
اگر چه بوسه ي اون روزمون گناه به شمار ميرفت
ولي براي من مقدس بود
يه جور تجديد ميثاق بود
اون چيزي كه به بوسه طعم لذت مي بخشه گره خوردن نفسهاي دوتا
عاشقه
يه فضاي مشترك
يه فضاي كوچيك

 

 

**به هم قول داديم هميشه به ياد هم باشيم براي هم باشيم
به هم قول داديم پشت محكمي براي هم باشيم
تكيه گاه دله هم
به هم قول داديم مثل آينه باشيم صافِ صاف كه بشه زشتي ها وزيباييها
رو توي دل هم ببينيم
قسم خورديم كه به جز هم به كسي ديگه ايي پناه نبريم
تصميم گرفتيم همديگه رو كامل كنيم
به هم ديگه آرامش هديه كنيم
از خدا خواستيم
ما هميشه از خدا خواستيم توی اين عشق كمكمون كنه
از خدا خواستيم اگه توی اين راه گناهی كرديم فقط بزاره رو حسابِ عشقمون
خيلی چيزای ديگه رو به زبون نياورديم
كاش می دونستيم تا چه حد به قولی كه به هم داديم پايبند بوديم....

 

 

**دیگر به خلوت لحظه‌هایم عاشقانه قدم نمی‌گذاری،دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی‌بینمت
سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام!
من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرانده ای؟
من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید ....
دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است.

و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند                          

و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم

نگاهت را جادویی می کنم که شاید با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی

تا به حال نوشته بودم !   به گمانم  

نه پس اینبار برایت می نویسم که

دست نوشته هایت سر خوشی را به قلبم هدیه می کنند
می‌خواهمت هنوز ؟؟؟

گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند

اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند
می‌خوانمت هنوز ، حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند
هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشه‌هایم بشوید

و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی کردند کافی است

به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که

دلتنگت شده ام به همین سادگی 

 

**در خيال روزي سبز
هر صبح پنجره را مي گشايم
وهر غروب بغضم را با تمام
قناريها قسمت ميكنم
و بر برگ برگ شقايقهای عالم می نويسم دوستت دارم
و ميدانم كه قلبِ شقايق ها را خواهی خواند
بی تو من می ميرم

 بی تو من می گريم

 

 

**بوسه بر لبهای تشنه میزدیم اما دریغا
میرّوّم غمگین وخسته با تنی در خود شکسته
میروم اشکی بریزم با دلی در خون نشسته
کوچه ها ای کوچه ها کوچه های آشنا
بشنوید بهر خدا این قصه درد مرا
میکشم بر دوش خود کوله بار غصه را
با غمی بی انتها آخر مرا کرده رها
کوچه ها شاید ندارد اینچنین دلگیر از عشقم
این همه افسرده حالم ای خدا میمیرم امشب

 

 

**تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست

تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته ی منه

تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه

تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي

تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من

من زنده هستم! براي زندگي كردن با تو

 

 

**دستم را دراز می کنمو تکه ای از ابر بی باران اميد ر ابه زير می آورمو در آسمان خيال رها می کنمتا شايد
دوباره بر كوير خشكيده ی احساس بباردو گلهاى عشق
دوباره شکوفا شوند........
هر روز با اين رويا دلخوشم

اما.....
اما می ترسم
می ترسم تند باد سرنوشت ابرهای روياى مرا با خود ببرد
و كوير احساسم هميشه کوير بماند

 

 

+ نوشته شده در  87/11/22ساعت   توسط فانوس 

لینک نظرات
+ نوشته شده در  87/11/21ساعت   توسط فانوس  |